سالی یکی دوبار خون اهدا کن
دوستان تازه پیدا کن، اما دوستان قدیمی را عزیز بدار
راز نگه دار باش
+ نوشته شده در شنبه ششم بهمن 1386ساعت 19:48  توسط قسمتی از روح خداوندی
|
آنا سینترا تعریف می کند که پسر کوچکش _با کنجکاوی کسی که واژه ی جدیدی را میشنود،اما هنوز معنای آن را نمی فهمد_ از او پرسید:
مامان،پیری یعنی چه؟
آنا پیش از اینکه پاسخ بدهد،در کم تر از یک ثانیه به گذشته سفر کرد و لحظات مبارزه،دشواری ها و نومیدی های خودش را به یاد آورد و تمام باری پیری و مسئولیت را بر شانه هایش احساس کرد.چشم هایش را به سوی پسرش گرداند که خندان،منتظر پاسخی بود.آنا گفت:پسر،به صورت من نگاه کن.این پیری است.و پسر چروک های آن صورت و اندوه آن چشمها را تماشا کرد.چه باعث شد که پسرک تعجب نکند و پس از چند لحظه پاسخ بدهد:مامان!پیری چقدر قشنگ است!
برگرفته از کتاب "دومین مکتوب" اثر "پائولو کوئیلو"
+ نوشته شده در شنبه ششم بهمن 1386ساعت 19:47  توسط قسمتی از روح خداوندی
|
زيبايي غير از آنكه نعمت خداست، دام شيطان نيز هست. فردريش نيچه
+ نوشته شده در شنبه ششم بهمن 1386ساعت 19:45  توسط قسمتی از روح خداوندی
|
بامردم همان گونه رفتار کن که دوست داری با تو رفتار کنند
فرق میان موسیقی شوپن، موتسارت و بتهون را یاد بگیر
در روز تولدت درختی بکار
+ نوشته شده در شنبه ششم بهمن 1386ساعت 19:45  توسط قسمتی از روح خداوندی
|
روزي پسر بچه اي نزد شيوانا عارف بزرگ آمد و گفت : " مادرم قصد دارد براي راضي ساختن خداي معبد و به خاطر محبتي که به کاهن معبد دارد. خواهر کوچکم را قرباني کند. لطفا خواهر بيگناهم را نجات دهيد ."
شيوانا سراسيمه به سراغ زن رفت و با حيرت ديد که زن دست و پاي دختر خردسالش را بسته و در مقابل در معبد قصد دارد با چاقو سر دختر را ببرد. جمعيت زيادي زن بخت برگشته را دوره کرده بودندو کاهن معبد نيز با غرور و خونسردي روي سنگ بزرگي کنار در معبد نشسته و شاهد ماجرا بود. شيوانا به سراغ زن رفت و ديد که زن به شدت دخترش را دوست دارد و چندين بار او را در آغوش مي گيرد و مي بوسد. اما در عين حال مي خواهد کودکش را بکشد. تا بت اعظم معبد او را ببخشد و برکت و فراواني را به زندگي او ارزاني دارد. شيوانا از زن پرسيد که چرا دخترش را قرباني مي کند. زن پاسخ داد که کاهن معبد گفته است که بايد عزيزترين پاره وجود خود را قرباني کند تا بت اعظم او را ببخشد و به زندگي اش برکت جاودانه ارزاني دارد.
شيوانا تبسمي کرد و گفت : " اما اين دختر که عزيزترين بخش وجود تو نيست. چون تصميم به هلا کش گرفته اي. عزيزترين بخش زندگي تو همين کاهن معبد است که به خاطر حرف او تصميم گرفته اي دختر نازنين ات را بکشي. بت اعظم که احمق نيست. او به تو گفته است که بايد عزيزترين بخش زندگي ات را از بين ببري و اگر تو اشتباهي به جاي کاهن دخترت را قرباني کني . هيچ اتفاقي نمي افتد و شايد به خاطر سرپيچي از دستور بت اعظم بلا و بدبختي هم گريبانت را بگيرد !"
زن لختي مکث کرد. دست و پاي دخترک را باز کرد. او را در آغوش گرفت و آنگاه درحالي که چاقو را محکم در دست گرفته بود به سمت پله سنگي معبد دويد.اما هيچ اثري از کاهن معبد نبود. مي گويند از آن روز به بعد ديگر کسي کاهن معبد را در آن اطراف نديد.
+ نوشته شده در شنبه ششم بهمن 1386ساعت 19:44  توسط قسمتی از روح خداوندی
|
مردم اشتباهات كوچك خود را روي هم ميريزند و از آن غولي ميسازند كه نامش تقدير است. جان اوليور هانيز
+ نوشته شده در شنبه ششم بهمن 1386ساعت 19:43  توسط قسمتی از روح خداوندی
|
بشريت آنقدر كه از فكر حوادث ناراحت ميشود، از خود آن حوادث زحمت نميبيند. مونتي
+ نوشته شده در شنبه ششم بهمن 1386ساعت 19:42  توسط قسمتی از روح خداوندی
|
هركس ميتواند آزادانه راه خود را برگزيند، هيچكس را نميتوان به زور وادار ساخت تا به عقيدهاي ايمان بياورد.لوتر
+ نوشته شده در شنبه ششم بهمن 1386ساعت 19:41  توسط قسمتی از روح خداوندی
|
ژان با پدربزرگش در میدانی در پاریس قدم میزد.به کفاشی رسیدند که گرفتار مشتری سخت گیری شده بود.کفش مشتری اشکالی داشت.کفاش آرام به اعتراض او گوش داد،عذرخواهی کرد و قول داد نقص را برطرف کند.سپس برای نوشیدن یک قهوه به کافه ای رفتند.در میز کنارشان،پیش خدمت از مردی _که ظاهر متشخص و مهمی داشت_خواهش کرد کمی صندلی اش را جابه جا کند تا فضا باز شود.مرد متشخص موج اعتراضی بر سر پیش خدمت فرو بارید و حاظر نشد جابه جا شود.پدربزرگ گفت:هرگز چیزی را که دیدم فراموش نمی کنم.آن کفاش یک اعتراض را پذیرفت،اما این مرد حاظر نشد از جایش تکان بخورد.آدمهای مفیدی که کارهای مفید انجام میدهند،آزرده نمی شوند اگر مثل بی مصرفها با آنها برخورد شود.اما بی مصرفها همیشه خود را مهم میدانند و تمام بی قابلیتی شان را پشت ظاهری مقتدر پنهان می کنند.
برگرفته از کتاب "دومین مکتوب" اثر "پائولو کوئیلو"
+ نوشته شده در شنبه ششم بهمن 1386ساعت 19:40  توسط قسمتی از روح خداوندی
|
تنها، داشتن انديشه خوب كافي نيست موضوع اصلي در اينجاست كه آن را خوب به كار ببريم.رنه دكارت
+ نوشته شده در شنبه ششم بهمن 1386ساعت 19:39  توسط قسمتی از روح خداوندی
|
من جز خوبي نشان ديگري كه نشانه برتري باشد، نميشناسم.بتهوون
+ نوشته شده در شنبه ششم بهمن 1386ساعت 19:38  توسط قسمتی از روح خداوندی
|
هر وقت که برای همسرتان کارت پستال می فرستید ، روی پاکت آن تمبر عاشقانه ای بزنید
آنچه را بچه ها به حراج گذاشته اند، بخر
یک بار درزندگی یک اتومبیل کروکی بخر
+ نوشته شده در شنبه ششم بهمن 1386ساعت 19:37  توسط قسمتی از روح خداوندی
|